اسكندر بيگ تركمان
908
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مقاومت نياورده در بازگشتن تا چهل پنجاه نفرى از تفنگچيان مردم مجهول در معركه ضايع شد و بقيه لشكر بسلامت بقول پيوستند و روميان با وجود كثرت لشكر و انبوهى حشر صرفه در پيش آمدن نديده به همان اكتفا كرده بازگشتند . ديگر آنكه خلف بيك [ 640 ] سفرهچى باشى و رفقاء با گروهى از جنود قزلباش در موضع كنهگير يك فرسخى قلعه اقامت نموده قراول و ديدهبان تعيين كرده از آمد شد قلعه خبردار بودند و از امراء و پاشايان روم دلاور پاشا با فوجى از جنود روميه در آن سمت منزل گزيده بودند از آمد و رفت قزلباش بقعله واقف گشته گاه و بيگاه ميانهء ايشان و مبارزان جنود قزلباش دست بازى واقع ميشد روزى روميان دليرى كرده پيشتر آمدند و جنگجويان جنود قزلباش نيز تيز عنانى كرده بميان آن گروه درآمده جنك در پيوستند جهانگير خان بختيارى كه از امراء لر بزرگست و با دويست كس از الوار مردم خود در اين سفر در ركاب اقدس و بموافقت خلف بيك مأمور بود دليرانه با اندكى مردمى بجنود روميه كه اضعاف مضاعف او بودند حمله كردند نزديك به آن شده بود كه گرفتار گردد بر طبق نام قبيله بختش يارى كرده به زور بازوى مردانگى و معاونت جوانان دلير سپاه منصور دفع نكابت خصمان نموده بسلامت بيرون آمد و از عساكر منصوره قزلباش مردانگيها بظهور رسيده بعد از غلبه دست از محاربه داشته سپاهيانه خود را پس كشيده بمقام خود آمدند و با آنكه روميه فوج فوج بمدد ميرسيدند جرأت پيش آمدن نكرده ايشان نيز بمقام خود بازگشتند . ديگر آنكه جمعى از روميان و طايفهء اكراد از طرف وان و كردستان بايروان ميآمدند مقصود سلطان كنگرلو حاكم نخچوان كه بخبردارى آن راه مأمور بود به آن گروه دوچار شده بعد از حرب و قتال جمعى كثير طعمه شمشير آبدار گشته احمال و اثقال بسيار غنيمت عساكر ظفر شعار شد شتران سركار حافظ پاشا كه از آنجا ذخيره ميآوردند بدست درآمده داخل غنايم مذكور بود . ديگر آنكه هنگام ارتحال روميه دلاور پاشا و جمعى ديگر از عساكر وان و ديار بكر آغرق خود را با گروهى از روميه و اكراد از پاى قلعه به طرف وان ميفرستادند تيمور بيك يساول صحبت ايواغلى با جمعى دلاوران پرخاشجوى بر سر ايشان رفته بعد از محاربسه ظفر يافته غنايم موفور بدست آوردند . ديگر آنكه دلو محمد شمس الدينلو كه بخبر گيرى و ضبط راه قارص و ارز روم مأمور بود مكررا در آن راه بمترددين روميه بازخورده محاربات بوقوع پيوست و دستبردهاى نمايان كرده چاوشان كه از روم آمده احكام از جانب خواندگار بسردار ميآوردند و جمعى كه از نزد سردار بروم رفته عرايض و مكاتيب ميبردند بدست درآورده مجموع آن مكاتيب و مراسلات را به نظر اشرف درآوردند . شرح مراجعت سردار و عسكر روم و گفتگوى صلح در ميان آوردن چون سردار از قلعهگيرى مأيوس گشته گفتگوى صلح بميان آورد شرايط صلح سابق را اعاده نموده بچراغ سلطان اظهار نموده بود كه بعضى از شرايط صلح كه در ميانهء نصوح پاشا و قاضى خان - صدر قرار يافته بود از جانب قزلباش مرعى و مسلوك نگشته حضرت اعلى در جواب فرمودند كه از اين جماعت اصلا امرى كه مغاير عهد و پيمان باشد ظهور نيافته شرايط صلح كما ينبغى مرعى بود ايشان بيجهتى